اشعاری از شهیدان رجایی و باهنر ز خود قطع نمودم به تو پیوست شدم
به مناسبت هفته دولت و گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، اشعاری از این دو شهید والامقام و عاشق دلسوخته تقدیم خوانندگان می گردد.
به گزارش حیات، متن شعر شهیدان رجایی و باهنر به شرح زیر است:
هستی در نیستی
شعری از شهید دکتر محمدجواد باهنر شور عشقت به دل افتاد چنان مست شدمکه زخود قطع نمودم، به تو پیوست شدمآتش عشق تو در دل شرری زد که سحرسوختم، خاک شدم، یکسره از دست شدمنیست از من اثری هرچه بگردم چکنم؟لیک در کوی تو چون نیست شدم هست شدمسر نهادم به کفت پای بر افلاک زدممهر گشتم چو تو را ذره شدم، پست شدمبا تو بی پرده بگویم که گرفتار توامبی جهت نیست که آزاده و سرمست شدمکشته راه ایمانسروده شهید محمدعلی رجایی برای همسرش تا بشیر تابناک روز دامن گسترانداز فراز کوهساری دور در دامان صحرابوسه رگبار دشمندور از چشم عزیزان می نوازد پیکر خونین ما را همسر من!زندگی هرچند شیرین استاما با تمام آرزوها دوست می دارمبه دشت سرخ خون گلگون برویمیا که بر امواج هستی قطره ای شفاف باشم تا که از دریا بگویمهمسر من!لاله ای خونین به روی سینه بنشانچون شب اندیشان هراسانند از گلواژه خونهمسر من!سرفرازا چهره بگشاخوشه های اشک را ازدیده برچینتا مبادا یاغیان شب بپندارندتواز شوی دربندت به زندان ننگ داریهمسر من! بعد منبا کودکانت مهربانتر باش عین نور چشمانتتا که ننشیند غبار غم به روی چهره معصومشانهرگز! همسر من!کودکانت روزگاری گر نشانی از پدر جویند یا که از نام پدر گویند گو که شد در راه ایمان کشته با لبهای خندان